السيد الخميني
38
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
قيامى درست كرد . ماها يك حوزهء كوچكى را ، يك فرض كنيد موج كوچكى ما مىتوانيم تهيه كنيم . آنكه اين قيام را درست كرده است [ خداست ] . . . در سرتاسر ايران ، ايلاتى [ ها ] كه اصلًا كارى به اين كارها نداشتند ، نه آنها كار نداشتند بازار تهران هم كار نداشت . بازار تهران هم كه اصل بازارهاست ، در اين امور دخالت نداشت ؛ كار نداشت به اين كارها . ساير بازارها هم كار به اين كارها نداشتند . خير ، دانشگاهها هم كار نداشتند . ما مىديديم كه اين جناحهاى سياسى - چندين سال است الآن - هيچ ابداً از اين حرفها ديگر نمىزنند ، هيچ كارى به اين كارها ندارند . جناح روحانى هم دستش بسته بود و دهنش بسته بود و جرأت حرف زدن نداشت . اين جناحهايى كه از آنها يك كارى مىآمد ، در اين پنجاه سال سلطنت سياه ، همهء اينها را خفه كرده بودند . در زمان رضا شاه جناح روحانى را همچو به آن صدمه زده بودند كه خود ملت در مقابل روحانيت ايستاده بود . خود ملتْ روحانيت را سوار اتومبيل ، روحانى را سوار اتومبيل نمىكرد و مىگفت كه ما اين طايفه را نمىخواهيم . من خودم سوار اتومبيل بودم و اتومبيل ظاهراً بنزينش تمام شد يا آب آن تمام شد ؛ يك شيخى هم همراه من بود . مىگفت كه اين ، چون اين شيخ سوار اتومبيل است از اين جهت اتومبيل ايستاد ! با اينكه ايستادنش - نشكسته بود - آب تمام شده بود [ خندهء حضار ] يا آبش تمام شده بود يا بنزينش ، حالا يادم نيست اما يكى از اينها تمام شده بود ، مع ذلك تبليغات زمان رضا خان و مأمورين رضا خان ، دژخيمان رضا خان ، همچو كرده بود كه اين طبقهء شوفرى كه الآن شما ملاحظه مىكنيد يكى از طبقاتى است كه در ايران فعاليت مىكند و فلج مىكند گاهى وقتها كارهاى دولتى را ، آن وقت اين طور بود كه اگر چنانچه بنزينش تمام مىشد مىگفت شيخ توى اينجا بوده ! تازه تفأل به او مىزد ؛ مىگفت شيخ چون اينجا بوده ! و همين طور ساير طبقات اين طور شده بود . در تمام ايران يك مجلس خطابهء علنى نبود . اگر بود ، بين نصف شب . . . يك مجلسى بود ، آن هم قاچاق . تمام تبليغات ، تبليغات از هر طبقه باشد ، درش بسته شده بود . سياسيين هم همه در انزوا بودند و هيچ كارى از آنها نمىآمد و نمىتوانستند كارى بكنند . صدايى از كسى در نمىآمد . بله ، چند دفعه روحانيون قيام كردند لكن شكسته شد . از آذربايجان